به گزارش خبرنگار فرهنگی سراج24؛ کسانی که در این سالها ترانه ها و تصنیف های تنی چند از خوانندگان سنتی را دنبال می کردند، شاید زیاد به اینکه شاعر این تصنیف ها و ترانه سرای این آثار چه کسی بود، فکر نمی کرد. عباس کی منش، مشفق کاشانی بزرگترین و برجسته ترین شاعر و غزل سرای معاصر بود که 28 دی ماه 93 دار فانی را وداع گفت.
از برجستگی های شعری مشفق فراوان نقل و تعریف شده است.رهبر معظم انقلاب در پیام مراسم نکوداشت مشفق کاشانی به بخشهایی از آن اشاره کردند؛ علاوه بر جنبهی شعری محض، دو خصوصیّت دیگر هم در آقای مشفق هست که قابل توجّه است: یکی اینکه شعر ایشان در خدمت هدفها قرار میگیرد؛ در خدمت هدفهای دینی و هدفهای انقلابی. از اوّل انقلاب - از قبل انقلاب هم شاید همینجور بوده؛ امّا آنچه من اطّلاع دارم در دوران انقلاب [است]- شعر ایشان، چه شعر مذهبی و به اصطلاح شعر آئینیای که ایشان گفتند در مدایح و در موضوعات مربوط به ائمّه (علیهم السلام)، و چه شعرهایی که دربارهی مسائل انقلاب گفتند، همهی اینها شعرهای مفید و اثرگذاری است. آن بیت اوّل همین غزلی که الان ایشان گفتند، به نظر من میارزد به خیلی از شعرها و گفتهها و نوشتهها؛ در وقتی که دشمن و بعضی از دوستهای نادان سعی میکنند فضاها را تیره و تار جلوه بدهند، میگویند اگر هوش و گوشی وجود دارد، اینجا پنجرهها باز است.

وی دربخشی از گفتگوی خود که بعد از فوتش منتشر شد می گوید:شاعران زیادی را میشناسم که در زمان قبل از انقلاب در مجالس ادبی بودند. بعد از انقلاب یکی از آنها از من سؤال کرد: شما دیگه چرا به این جریان (انقلاب) متصل شدید؟ من در جواب گفتم اگر شرح حال بنده را خوانده باشی میدانی که من در خانوادهی مسلمان پرورش یافتم و به مذهب و دینم علاقه دارم. این مبارزات را هم جزئی از دینم میبینم و سالهاست که با اشعارم با دستگاه ستمشاهی مبارزه کردم.
وقتی در ۲۸مرداد کودتای ننگین انجام شد و حدود ۲۰، ۳۰ نفر از جوانان برومند این مملکت را شاه تیر باران کرد، من باز هم دست از مبارزه و شعر گفتن برنداشتم و در آن وضع خفقانآور، یک قصیده ساختم:
باز در پرده یکی نادره آهنگ زدم
نقش دیگر به سراپردهی نیرنگ زدم
بندگان زر و زنجیر به افسون دگر
روی در اهرمنان تکیه به اورنگ زدم
منظور مقصود مستقیمم در این شعر خود شاه بود. بعد از انتشار این قصیده، خیلی مزاحمت برای من ایجاد شد. اما به دوستان میگفتم من باید با این مردم باشم. از بین آن رفقای قدیمی کسانی که با ما ماندند یکی مرحوم اوستا، مرحوم محمود گلشن، سید ابراهیم ستوده، محمد گلبن و... بودند.
جالب است که برای ما حرفهایی هم درآورده بودند. مثلا میگفتند که به اینها چک سفید امضاء میدهند یا به ما «شاعران درباری» میگفتند. من هم در جوابشان گفتم که اگر این روحانیت عزیز و معظم نامش دربار است، بله ما درباری هستیم.
چهره ای ماندگار
چندی پیش سازمان هنری رسانه ای اوج برای مشفق بزرگداشت گرفت. در روایتی برای معرفی مشفق نوشتند:« عباس کیمنش (مشفق کاشانی) مرداد 1304 در کاشان به دنیا آمد. او در دوره دبیرستان و بعدها نیز در اداره فرهنگ کاشان با برخی شاعران آن زمان از جمله سهراب سپهری دوست و همکار بود. شعرهای این افراد در روزنامههای آن زمان کاشان به چاپ میرسید و محتوای آنها بیشتر انتقاد از سرمایهدارانی بود که کارگران فرش را استثمار میکردند. مشفق با اتمام تحصیلات به استخدام اداره فرهنگ کاشان درامد و همزمان به تحصیل نیز پرداخت. مشفق در سال 1333 برای ادامه تحصیل در رشته بودجه و حسابداری راهی تهران شد. حضور در پایتخت در آن سالها موجب توجه مشفق به مباحث سیاسی و اجتماعی شد. مشفق کاشانی موفق شد در سال 1340 از دانشکده علوم اداری دانشکده حقوق در مقطع کارشناسی ارشد فارغالتحصیل شود و در نهایت در سال 1358 نیز بازنشسته شد.

مشفق به همراه برخی شاعران دیگر از جمله مرحوم مهرداد اوستا، مرحوم طاهره صفارزاده و سیدعلی گرماررودی از جمله چهرههای برجسته شعر بودند که با حرکت مردم به رهبری امام خمینی (ره) همراهی و ان را تایید کردند و به همین جهت از سوی بسیاری از مجامع روشنفکری بایکوت شدند. مشفق کاشانی با شروع جنگ تحمیلی بارها و بارها همراه تعداد دیگری از شاعران در جبههها حاضر شد و برای رزمندگان شعرخوانی کرد. او از آن زمان در شورای عالی شعر وزارت ارشاد به فعالیت مشغول شد. مشفق همچنین در دومین مراسم همایش چهرههای ماندگار در سال 1382 به عنوان چهره ماندگار رشته ادبیات مورد تقدیر قرار گرفت.
مایه دلگرمی و حرکتآفرینی رزمندگان
حمید سبزواری در پیامی که برای درگذشت مشفق کاشانی منتشر کرده، آورده است: اشعار ناب و زیبا و حرکتآفرین مشفق، الحق که تأثیر بسزایی در لحظه لحظه تاریخ انقلاب اسلامی داشته و شور و شوقی که در جوانان ایجاد میکرد چه در زمان پیروزی انقلاب و تثبیت حاکمیت انقلابی و چه در دوران هشتساله دفاع مقدس در جبهههای حق علیه باطل همیشه مایه دلگرمی و حرکتآفرینی رزمندگان جان بر کف بوده است.
مهدی اخوان ثالث که گویا از دوستان مشفق بوده در شعری زیبا از غم شکایت می کند و مشفق را تسکین دهنده می نامد و و در بیت آخر غزل خطاب به وی می گوید: «امید» این غم مگر «مشفق» دهد تسکین که میبیند / همین از غم نه تنها چشم خونپالای من گرید

غزل سرای نئوکلاسیک
موسوی گرمارودی از شاعران بزرگ معاصر نیز درباره نوع شعری و غزل های مشفق کاشانی می گوید: از آغاز تا امروز به لحاظ مضمون و محتوا غزل دارای مراتبی بوده و هفت و هشت جامه دربر کرده است؛ غزل عاشقانه، غزل عارفانه، غزل قلندرانه، غزل اجتماعی و... ، و غزل نئوکلاسیک که استاد مشفق یکی از استادان همین نوع اخیر است.
سید محمدعلی یزدی «ریاضی» در سال 1290 زاده شد. تحصیلات خود را تا مراحل عالیه به پایان برد و در ادبیات فارسی و عربی تبحر کامل داشت. در محافل ادبی به شاعر آلالله معروف بود و بیشتر آثارش در توحید و مدح و منقبت خاندان پیامبر اکرم(ص) سروده شده است. درگذشت او در روز 29/12/1361 اتفاق افتاد. خطاب به مشفق کاشانی گوید:
چو زد به لوح سخن نقش جاودان «مشفق»
بوَد جهان ادب را نگاهبان مشفق
به بوستان ادب گر هزاردستان نیست
چرا به بزم سخن گشته داستان مشفق؟

تضمین 12 بند محتشم در 17 سالگی
سهرابی نژاد از دوستان این شاعر بزرگ می گوید: او شوخ طبع اما مودب بود، آنچه خیلی به نظرم می آمد مرام و مردانگی و مروت وی بود، البته در کنار همه اینها به اهل بیت هم ارادت خاصی داشت، همین موضوع باعث شد در 17 سالگی 12 بند محتشم را تضمین کند، به طوری که بارها چاپ شده است.
7 دهه پای کار ارزشها
در مطلبی که با عنوان مشعل نوربخش شعر فارسی در پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری و در زمان حیات وی منتشر شده آمده است: استاد مشفق کاشانی در سن ۱۶ سالگی دوازدهبند جاودانهی محتشم کاشانی را به نحوی زیبا تضمین و در مجموعهای به نام «صلای غم» منتشر میسازد. او در دههی ۴۰ و ۵۰ شمسی به دلیل سرودن شعر علیه رژیم پهلوی بارها مورد تهدید واقع میشود و در ۸۸ سالگی وقتی نام خلیج فارس مورد هجمهی دشمنان قرار میگیرد، برای خلیج فارس غزلی زیبا میسراید. در میان آثار این استاد متعهد، ابیات و اشعار بسیاری دربارهی پیامبر و ائمهی معصومین علیهمالصلاة و السلام وجود دارد. آنچه مهم است پافشاری بر اصول و ارزشهای دینی و انقلابی در هفت دهه فعالیت شعری این استاد فرهیخته است. سلوک اخلاقی استاد مشفق همواره زبانزد شاعران بوده است. اینکه زیّ شاعرانهی کسی در سنین قریب به ۹۰ سالگی، مورد تأیید رهبری، همقطاران و شاعران جوان واقع شود بسیار مشکل مینماید. اما استاد با سجایای اخلاقی بسیار، هرگز از خواستن خسته نمیشود؛ خواستن خوبیها، خواستن دستگیری از مردم. استاد از غدر روزگار گله نمیکند و در کنار کلمهی «بخوان» قرآن مجید ایستاده است و با تمام توان هنوز کلمه و کلام از خود به یادگار میگذارد.
مشفق کاشانی و سهراب سپهری
پرویز بیگی حبیبآبادی که یادنامه مرحوم مشفق را نوشته است، گفت: از سال 59 با استاد مشفق در حوزه هنری آشنا شدم. اگر حضور مهرداد اوستا، محمود شاهرخی و مشفق در آن جلسات نبود آن جلسات حوزه شکل نمیگرفت. تشویقهای استاد مشفق موجب شد که سهراب در شعر جدی شود وگرنه ممکن بود سهراب سپهری به نقاشی یا نثر و نقد وارد شود.
عباسترین مشفق ما کاشانی است
مصطفی محدثی خراسانی که مرحوم مشفق از وی با عنوان «شاعر بلند آوازه خراسان» یاد کرده بود گفت: پدر معنوی شعر انقلاب و شاعران معاصر، «استاد مشفق کاشانی» است چراکه همه شاعران با هر خلق و خو و گرایشی، خودشان را شاگرد استاد میدانند و دست پرورده استاد مشفق هستند.
خورشید، اگر چه ابری و بارانی است
سختی به لغت نامه او آسانی است
در مهر، وفا، فتوت و سعه صدر
عباسترین مشفق ما کاشانی است

استاد مشفق کاشانی که خواسته بود در کنار مهرداد اوستا دفن شود، رابطه خاصی با وی داشت. خود می گوید: مهرداد اوستا در سال 1308 در شهر بروجرد زاده شد. با اینکه طبعش بیشتر به قصیدهسرایی متمایل بود، در سایر زمینههای شعر همانند غزل، مثنوی، دوبیتیهای پیوسته، رباعی و غیره نیز استادی بود مسلم، قصاید او با آثار ناصرخسرو، خاقانی، مسعود سعد پهلو میزند؛ ولی از نظر اندیشه، آینه زمان و ترکیبات و استعارات تازه و بدیع در آثارش موج میزند. او سالها در دانشکدة هنرهای هنرهای زیبا بهتدریس زیباییشناسی و فلسفة هنر و ادبیات دراماتیک و نقد تاریخ هنر اشتغال داشت و در سال 1370 جهان ناپایدار را وانهاد. در سال 1340 که در بیمارستان سرخهحصار بستری شد، قطعة غرّای «طبع طوفانی» را برای من بنده سرود که متقابلاً شعر «مهر دوست» را ساختم و تقدیم حضورش کردم و این است آن دو اثر که نشانی از محبت و احساس و برادری است:
ای بزرگ اوستاد، ای مشفق
که یکی چون تو معنیآرا نیست
سر برآرد ز گنج خاطر تو
گوهرانی، کجاش همتا نیست
طبع طوفانی گهرخیزت
هست دریا اگرچه دریا نیست
هست دریا، ولیک دریایی
که مر او را کرانه پیدا نیست
این چنینی و نیز شبپره را
چشم دیدار مهر رخشا نیست
مهر چون سر برآورَد، پرتو
کرم شبتاب را هویدا نیست
غرچة گول را خبر هرگز
از هنرمند مرد دانا نیست
آسمان عرصة شکار هماست
عرصة بوم شوم دروا نیست
که برازندة چنین تشریف
هر بداندام پستبالا نیست
خود نیارد شناخت طبع تو را
گوهر آن که چون تو والا نیست
وانکه مشفق نداندت، بهره
خود ز شفقت نهاد او را نیست
که سرشتهست با نهاد تو مهر
چه کنم گر حسود بینا نیست؟
تو همی تاب زآنکه پروایی
ماه را از سگ بدآوا نیست
گر «اوستا» نه اُوستا باشد
چامهپرداز طوس اُستا نیست
کیست چونان که او به چامه، اگر
اوستادسخن، اوستا نیست؟
چه غم ار بود نارواش سخن
بیهنر را به گفته پروا نیست
آن که ناورد یک سخن سَخته
بهْ از اینم از او تمنا نیست
گاو سحرآفرین شود آنجا
که فروزنده کفّ موسی نیست
چو نیارد به شعر و حکمت راه
هَمْش پروای پور سینا نیست
به مدیح تو سرفرازم زانک
مدح آزادگان تبرّا نیست
گلشن علم را صفا تا هست
مزرع جهل را نوا، تا نیست
باد چون سرو، سربلندت نام
که مرا بیش ازین تمنا نیست
سرخهحصار، 1/10/1340
و این هم سخنی دربارة مشفق کاشانی از مهرداد اوستا: «...مشفق ما نیز، یک استثناء تردیدشکن است، در چنین روزگاری که همه چیز داریم، به جز آن فضیلت را که باید داشته باشیم»:
گفتمی مام مروت شد عقیم
گر نه همچون تو یکی فرزند داشت
گفتمی بخت جوانمردی بخفت
گرنه با تو آسمان پیوند داشت
گفتمی شاخ کرامت خشک ماند
گرنه چون تو نخل شهدآکند داشت
گفتمی انصاف را گوهر شکست
گر نه مانند توئی دلبند داشت
آفتاب پارسی را بُد زوال
گرنه چون تو صبح شکرخند داشت
قحط سال مردمی شد «مشفقا»
چون تو روشن گوهری هرچند داشت
تو گلی تنها در این سوزان کویر
گر «اوستا» با تو دل خرسند داشت
گر به زهر نابکامی دل بسوخت
با سخنهای تو کامم قند داشت
تیرماه 1349
عناوین آثار
«صلای غم» تضمین ۱۲ بند محتشم کاشانی، «خاطرات» (سال ۱۳۲۴)، «سرود زندگی» (سال ۱۳۴۲)، «شراب آفتاب» (سال ۱۳۴۲)، «آذرخش» (گزینه اشعار)، «آینه خیال» (سال ۱۳۷۲)، «بهار سرخ سرود» (سال ۱۳۷۳)، «هفت بند التهاب» (سال ۱۳۷۵)، «نقشبندان غزل» (سال ۱۳۶۵)، «انوار ۱۵خرداد» (سال ۱۳۶۵)، «خلوت انس» (سال ۱۳۶۸)، تصحیح «دیوان حاج سلیمان صباحی بیدگلی» با همکاری پرتو بیضایی (سال ۱۳۴۰)، «مجموعه شعر جنگ»، «تذکره شاعران معاصر» و «راز مستان» عناوین آثار مشفق کاشانی است.
این شاعر انقلاب ریاست شورای شعر و ترانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ریاست هیأت مدیره انجمن شاعران ایران نیز برعهده داشت.



